در پی انتشار گزارشی از سوی تشکل مجمع اسلامی دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات این تشکل از ضعف مدیریتی این واحد خبر داد.
این گزارش به شرح زیر است:
دانشجویان محترم و ارجمند واحد علوم و تحقیقات ؛
حقیقت دانشگاه آزاد اسلامی نه در دیوارهای بلند کلاسها و نه در پشت میزهای سنگین مدیریتی، بلکه در شهریههایی نهفته است که دانشجویان و خانواده آنها با کار ، تلاش و زحمت در تنگنا و شرایط اقتصادی دشوار با رنج و فشار پرداخت میکنند؛ این شهریه و سایر مبالغی که تحت عناوینی چون هزینه های رفاهی و … اخذ میشود نهتنها چرخ این ساختار عظیم را میچرخاند، بلکه تنها توجیه و دلیل وجودی بسیاری از صندلیهای مدیریتی است. با این حال، همین” دانشجو” —این ستون فقرات یک دانشگاه خصوصی—در عمل به چشم پشت میز نشینان تنها بعنوان «منبع درآمد» تقلیل یافته و مطالبهگریاش نه یک حق قانونی، بلکه «جرم» تلقی میشود؛ جرمی که پاسخ آن نه اصلاح، بلکه حذف، تهدید و پروندهسازی است.
ماجرا از جایی آغاز شد که مجمع اسلامی دانشجویان واحد علوم وتحقیقات ، برخلاف انتظار مدیرانی فقط حفظ وضع موجود و تامین منافع خود را بر منافع جمعیت دانشجویی ترجیح میدهند، بر عهد خود با دانشجویان ایستاد و صدای مطالبات به حق و سرکوبشده گردید.
از تهیه گزارش و پیگیری وضعیت شرمآور سرویسهای بهداشتی در ساختمان های دانشکده ها ، اختلال گسترده آنتندهی ، وضعیت شبکه و نبود اینترنت که بدیهیات و ملزومات یک مجموعه آموزشی و خدماتی است، تا هشدار درباره آلودگی خطرناک آب استخر مجموعه ورزشی به بیماری هایی که مستقیماً سلامت دانشجویان را تهدید میکرد. اما پاسخ این گزارشات و پیگیری ها، نه رسیدگی، بلکه آغاز یک پروژه عجیب برای خاموش کردن صدای ما بود.
معاونت فرهنگی و دانشجویی، به جای پاسخگویی—و صد البته در سایه سکوت تاییدآمیز ریاست واحد علوم و تحقیقات که ظاهراً هدایت این مجموعه را تنها از پشت درهای بسته و با چاشنی بیتفاوتی و ژست گرفتن در عکس های پر طمطراق با حاصل تلاشهای دانشجویان و یا هزینه کرد شهریه های آنها برای برگزاری مراسمات باب میلشان میپسندند — مسیر حدف و سرکوب را برگزید و با تکیه بر شهادت کارکنان تحت امر خود، سناریویی ساختگی و متناقض را با عنوان «تعویض غیرقانونی قفل» طراحی کرد؛ سناریویی که بارها روایت آن تغییر یافت—از تعویض، به تخریب و از تخریب، به اتهاماتی مبهمتر—تنها برای آنکه بهانهای برای حذف تشکلی بیابد که پیشتر کمبود و کاستی های واحد را مستند ،گزارش و پیگیری کرده بود.
در این میان، آنچه قربانی میشد، نه یک تشکل، بلکه اصل قانون و اخلاق بود.
بدون طی مراحل قانونی، بدون ابلاغ رسمی حکم، و بدون اعطای ابتداییترین حق دفاع، دفتر مجمع بهصورت خودسرانه پلمب شد. اتهاماتی بیسابقه و عناوینی بیپایه خلق شد تا یک حقیقت تلخ را پنهان کند: اینکه در این ساختار، به جای شنیدن صدای حق و پاسخگویی که علت اصلی نشستن آنها پشت میز خدمت است، «قفل و پلمپ » به ابزار اصلی مدیریت در سطح واحد تبدیل شده است. روندی که ادامه یافت، نه یک فرآیند قانونی، بلکه نمایشی اداری برای مشروعیتبخشی به یک تصمیم از پیش گرفتهشده بود؛ دعوتنامههایی که پیش از ابلاغ رسمی، تصاویرشان در فضای مجازی منتشر شد، جلساتی که به جای هیئت نظارت قانونی، با حضور افراد متفرقه و عناوین بدعتآمیز برگزار شد، و ممانعت از حضور نمایندگان قانونی مجمع، همگی نشان داد هدف نه کشف حقیقت، بلکه تثبیت یک حذف از پیش برنامه ریزی شده است.
اما این پایان ماجرا نبود.
در بهمن ۱۴۰۴، پس از ماهها مقاومت، پیگیری و ایستادگی، حقیقت راه خود را گشود. صدای داد خواهی مجمع و شما ، اینبار در عالیترین سطوح سازمان مرکزی طنینانداز شد. ما با ارائه دفاعیهای مستند، مستدل و اسناد متقن و تکیه بر قانون ، پرده از این سناریوی هدفمند برداشتیم ، بطوریکه اداره بازرسی و معاونت فرهنگی کل توسط ریاست عالیه دانشگاه جهت رسیدگی به پرونده ریاست و معاونت فرهنگی واحد ورود کرده اند.
ما اعلام کردیم که شهریه دانشجو، نه منبع قدرت مدیران واحد برای هزینه کرد اهداف دل بخواه خود، بلکه حق مسلم رفاه و کرامت دانشجوست.
امروز هم ما با همان صراحت و بدون لکنت علیرغم ادامه پرونده سازی ها ، تهدید و ترعیب توسط ریاست و معاونت فرهنگی واحد که از ابزار های نظارتی که برای اجرای عدالت در اختیارشان است برای حذف و سرکوب دانشجو و تشکلها استفاده میکنند اعلام میکنیم:
دوران مدیریت از طریق ارعاب، پلمب و حذف، به پایان رسیده است. تشکل دانشجویی، نه یک نهاد تزئینی، بلکه وجدان بیدار دانشگاه است. ما نه عقبنشینی خواهیم کرد و نه ساکت خواهیم بود .
بازگشت به قانون و مواجهه با عواقب تصمیمات تنها مسیر باقیمانده برای کسانی است که آن را زیر پا گذاشتهاند.
قانون، خط قرمز ماست و هیچ مقامی، فراتر از قانون نخواهد ایستاد.
همانطور که آگاهید این نخستینبار نیست که بیتوجهی به مطالبات دانشجویان، سلامت و جان آنان را به خطر میاندازد. هنوز خاطره تلخ سقوط اتوبوس دانشگاه، که نتیجه مستقیم مدیریت ناکارآمد و نبود وسایل حملونقل ایمن بود، از حافظه جمعی همگان پاک نشده و داغ آن جانهای عزیز هنوز بر سینه همگی ما سنگینی میکند.
این حادثه بود که نشان داد بیتوجهی به هشدارها ، میتواند به فجایعی جبرانناپذیر منتهی شود. امروز نیز همان الگوی مرگبار ادامه دارد:
مطالبات به حاشیه رانده میشوند و به جای اصلاح سیستم از ردههای اجرایی پایه گرفته تا شخص ریاست واحد علوم و تحقیقات که گویی هنر مدیریت را تنها در حفظ یک آرامش ویترینی و فرار از پاسخگویی و زیست در اتاق شکیل ریاست تردد با استفاده از آسانسور اختصاصی و خودرو پارک شده مقابل درب همان آسانسور خلاصه کردهاند—صرف خاموش کردن صدای منتقدان میشود. گویی در این ساختار، حفظ سکوت مهمتر از حفظ امنیت و کرامت دانشجو تلقی میشود.
به یاد داشته باشید بدون دانشجو شما تنها هستید. حال خود و بر میز و صندلیهای خالی گریه و ریاست کنید.
و السلام علی من اتبع الهدی.

ارسال دیدگاه