دسته‌بندی نشده
کد خبر : 1429
سه‌شنبه - ۲ تیر ۱۴۰۵ - ۱۷:۱۸

یادداشت سرکارخانم دکتر سمیه حسینی تحت عنوان: نگاهی به نقش ادبیات ایران در هویت و قدرت ملی

نگاهی به نقش ادبیات ایران در هویت و قدرت ملی

یادداشت سرکارخانم دکتر سمیه حسینی تحت عنوان: نگاهی به نقش ادبیات ایران در هویت و قدرت ملی به شرح زیر می باشد:

در دوره‌هایی که جوامع با ناامنی، فشارهای بیرونی و افق‌های مبهم مواجه می‌شوند، رجوع به تاریخ و میراث فرهنگی صرفاً یک کنش نوستالژیک نیست، بلکه می‌تواند بخشی از فرایند معناسازی جمعی باشد. در این روزگاری که بر ایران می‌گذرد، این رجوع اهمیتی دوچندان دارد؛ زیرا ایران را نمی‌توان تنها در قالب یک واحد جغرافیایی یا سیاسی فهم کرد، بلکه باید آن را همچون یک پیوستار تاریخی-فرهنگی در نظر گرفت که در طول سده‌ها، از خلال بحران‌ها، گسست‌ها و بازسازی‌های مکرر تداوم یافته است.

در چنین موقعیت‌هایی، آنچه یک ملت را از فرسایش روانی، واگرایی اجتماعی و گسست معنایی حفظ می‌کند، فقط ابزارهای مادی و قدرت سیاسی یا … نیستند، بلکه وجود نوعی اعتماد فرهنگی به تداوم خویش است. جوامعی که از ذخایر عمیق حافظهٔ فرهنگی و روایت‌های پایدار هویتی برخوردارند، معمولاً در برابر بحران‌ها ظرفیت بیشتری برای بازسازی روانی و انسجام اجتماعی دارند.

از منظر روان‌شناسی فرهنگی، هر جامعه برای حفظ بقای نمادین خویش نیازمند نوعی «داستان مشترک» است؛ روایتی که گذشته، حال و آینده را به یکدیگر پیوند بزند و به افراد امکان دهد که خود را ذیل یک افق تاریخی گسترده‌تر درک کنند. در ایران، این روایت مشترک نه‌فقط در تاریخ سیاسی، بلکه در میراث ادبی، در آیین‌ها، در خاطرهٔ تاریخی، از فردوسی تا ادیبان معاصر، تجسد یافته است. شاعران و نویسندگان ایران‌زمین صرفاً شخصیت‌های ادبی نیستند، بلکه بخشی از نظام نمادین هویت ایرانی را تشکیل می‌دهند؛ نظامی که در شرایط ناایمن، حس حضور جسورانه، انسجام اجتماعی و پیوستگی تاریخی را بازتولید می‌کند.

تاریخ ایران؛ تاریخِ تاب‌آوری، معنایابی و بازآفرینی ملتی است که هربار با اتکا به بنیان‌های فرهنگی، ارادهٔ اجتماعی و تمدن کهن مردمان خود، از میان آشوب‌ها عبور کرده و همچنان پابرجا مانده است. این تداوم تاریخی و تاب‌آوری جمعی، همان ظرفیتی است که یک جامعه از طریق آن، در مواجهه با تهدید و بحران، انسجام نمادین و پیوستگی هویتی خود را حفظ می‌کند و قدرت می‌گیرد و این مهم بر دوش ستبر فرهنگ و ادبیات ماست.

در چنین بزنگاه‌هایی، ادبیات فارسی را می‌توان یکی از مهم‌ترین بسترهای تنظیم هیجان جمعی و سازوکار معناسازی فرهنگی ملت دانست. ملتی که در شرایط بحرانی، برای حفظ امید و بازسازی افق آینده، به روایت‌های مشترک خود، به ادبیات بازمی‌گردند. نوعی بازگشت به مخزن نمادینِ هویت تاریخی جامعه برای ساختن قدرت نرم است.

در فرهنگ ایران، شاهنامه فردوسی جایگاهی ممتاز در این ساختار معنایی و قدرت‌آفرینی دارد. این اثر نه فقط یک متن حماسی، بلکه یکی از مهم‌ترین صورت‌های حافظه‌مندِ هویت ایرانی است؛ متنی که در آن، نسبت انسان، سرزمین، تاریخ و اخلاقِ جمعی در قالب روایتی ماندگار صورت‌بندی شده است. آنجا که فردوسی می‌گوید:

«چو ایران نباشد تن من مباد
بدین بوم و بر زنده یک تن مباد

همه سر به سر تن به کشتن دهیم
از آن به که کشور به دشمن دهیم»

تحلیل این ابیات، در سطحی عمیق‌تر، انعکاس نوعی درهم‌تنیدگیِ هویت فردی و هویت جمعی است؛ وضعیتی که در آن، سرزمین صرفاً قلمرو فیزیکی نیست، بلکه بخشی از سازمان روانی و نمادینِ «ما»ی جمعی به‌شمار می‌رود. چنین ساختارهایی در شکل‌گیری احساس تعلق جمعی، تداوم خودِ اجتماعی و حفظ انسجام جامعه نقش اساسی دارند؛ احساسی که در بزنگاه‌های تاریخی، تفاوت‌های فردی و سلیقه‌ای را موقتاً به حاشیه می‌برد و جامعه را حول یک ادراک مشترک از بقا، امنیت و منزلت تاریخی گرد می‌آورد.

به همین دلیل، ارجاع به این متون در دوران بحران، تنها یک کنش ادبی نیست، بلکه نوعی بازگشت به منابع پایدار معنا و هویت و در نهایت قدرت است.

از این منظر، قدرت واقعی ایران را نمی‌توان صرفاً در ظرفیت‌های نظامی، اقتصادی یا موقعیت ژئوپلیتیکی آن خلاصه کرد. اگرچه این عوامل در سطح راهبردی اهمیت دارند، اما در سطح روان جمعی، آنچه امکان تداوم تاریخی را فراهم می‌سازد، وجود شبکه‌ای از عناصر فرهنگی، روانی و اجتماعی است که جامعه را در شرایط دشوار از فروپاشی معنایی و هویتی مصون می‌دارند و به آن انسجام و قدرت می‌بخشد.

بر این اساس، ایران فقط نام یک سرزمین نیست، بلکه نام یک ساختار معناساز و حماسه‌آفرین است؛ ساختاری که در آن مردم، ادبیات، تجربهٔ تاریخی و افق آینده به یکدیگر پیوند خورده‌اند. ماندگاری چنین ساختاری نه تصادفی است و نه صرفاً ناشی از عوامل سیاسی، بلکه نتیجهٔ برهم‌کنش پیچیدهٔ تاریخ، فرهنگ، روان جمعی و ظرفیت جامعه برای بازسازی خویشتن در دل بحران است.

سمیه حسینی

یادداشت حجت‌الاسلام والمسلمین دکتر سید عبدالله حسینی

یادداشت حجت‌الاسلام والمسلمین دکتر سید عبدالله حسینی به شرح زیر می‌باشد:

نقض میثاق در DNA اسرائیل. گرگ زخمی باز خواهد گشت.

عهد شکنی و نقض میثاق درکنار ترس از مرگ و مال دوستی از آغاز تاریخ یهودیان جزو خصوصیات ذاتی بنی اسرائیل و دنیای غرب است که تصور میشود با یک جهش ژنتیک در یهودیان معاصر این سه خصوصیت ارتقاء یافته باشند و در هر سه خصوصیت رشد کرده اند.

قرآن کریم در موارد متعددی در مورد میثاق با بنی اسرائیل و عهد شکنی آنها سخن میگوید.

آنها حتی میثاقی را که با خداوند بسته بودند زیر پا گذاشتند چه رسد به پیمانهایی که با دیگران میبستند .

تکرار متعدد موضوع بستن پیمان و نقض آن در قرآن حاکی از آن است که اولا خداوند میخواهد بگوید بنی اسرائیل قابل اعتماد نیست و شما هر قراری با آنها می‌گذارید حتما مکتوب و ممهور باشد تا براحتی نتوانند آنرا انکار کنند و ثانیا میخواهد بگوید که بنی اسرائیل حتی میثاق های مکتوب و امضاء شده خود را زیر پا میگذارند چه رسد به مواثیق غیر مکتوب. تا جایی که خداوند در مورد عهد بستن با بنی اسراییل بر میثاق غلیظ تاکید میکند.

یعنی در پیمان بستن با بنی اسرائیل محکم کاری کنید و در کاربرد کلمات دقت کنید و هیچ نقطه مبهمی نگذارید که آنها بتواند برای نقض میثاق از آنها سوء استفاده کنند.

این عهد شکنی ها از زمان حضرت موسی شروع شده در زمان پیامبر اسلام ادامه یافته و تا هنوز همچنان ادامه دارد.

تا جایی که خداوند در چند مورد خاص بنی اسرائیل را بخاطر همین خصیصه نقض میثاق لعنت فرستاده است.

مائده آیه ۱۲

«فبما نقضهم میثـقهم لعنهم…»؛ ولی بخاطر پیمان‌شکنی، آنها را از رحمت خویش دور ساختیم؛ و دلهای آنان را سخت و سنگین نمودیم؛ سخنان (خدا) را از موردش تحریف می‌کنند؛ و بخشی از آنچه را به آنها گوشزد شده بود، فراموش کردند؛ و هر زمان، از خیانتی (تازه) از آنها آگاه می‌شوید.

بیشتر این میثاق ها که خداوند به آن اشاره میکند در مورد خونریزی، بیرحمی، پیروی از کتاب و تعدی به دیگران است که خداوند از آنها در قرآن اسم برده بر بنی اسرائیل بخاطر نقض آنها لعنت فرستاده است.

تقریبا تمام جنگهایی که در طول ۲۳ سال بر پیامبر تحمیل شد یا بصورت مستقیم یا غیر مستقیم از سوی یهودیان بود که یا آنها در جنگها مباشرت مستقیم داشتند یا با تحریک و توطئه و حمایت مالی و نظامی آنها انجام شد.

بنی اسراییل بدون استثنا تمام عهود و مواثیقی را که با پیامبر بستند در اولین فرصتی که بدست آوردند زیر پا گذاشتند و هر بار پیامبر بعد از تسلط بر آنها یا آنها را بخشید یا تبعید کرد وآنان بازهم تا آخرین سال عمر پیامبر دست از توطئه و‌تبانی با مشرکین برنداشتند.

در زمان حاضر هم اوضاع بدین منوال است. عرفات وقتی در اسلو تن به سازش به یهودیان داد و پیمان اسلو بسته شد فکر میکرد با رژیمی وارد معاهده میشود که به پیمانهایش پایبند است. در این پیمان هم کلینتون به عرفات تضمین داده بود و او روی امضای کلینتون حساب کرده بود.

امروز بعد از ده ها سال اسرائیل به هیچ‌کدام از تعهدات خود در مورد دولت خود گردان عمل نکرده است و عملا سازمان آزادیبخش فلسطین که روزی نامش رعشه بر اندام اسرائیل می انداخت و دولت خودگردان تبدیل شده است به پلیس رژیم اسرائیل برای سرکوب فلسطینیان مجاهد. تا جایی که در بعضی موارد از اسرائیلی ها نیز خشونت بیشتری بخرج میدهند. زندانهای دولت خودگردان پر است از مبارزان مجاهدی که هیچ گناهی جز مبارزه با اسرائیل ندارند.

موارد نقض آتش بس و پشیمان شکنی در تمام قرار های رژیم با جبهه های مقاومت بصورت مستدل و آشکار بسیار زیاد است.‌

تعداد موارد نقض آتش بس با حزب الله تنها بعد از جنگ قبلی بالغ بر دو هزار مورد توسط یونیفل تائید شده است که متاسفانه دولت لبنان دست حزب الله را برای پاسخگویی بسته است.

در غزه نیز از پایان جنگ تا اکنون هر روز شاهد نقض پیمان توسط ایرائیل هستیم.

قرار دادی که دیروز امضا شد اگر چه خودش به تنهایی اگر در عمل اجرایی شود و آمریکا و اسرائیل نتوانند آنر نقض کنند پیروزی بزرگی است ولی از آنجا که نقض پیمان در دی ان ای این قبیله شوم تعریف شده است بعید است در مرحله اجرا دبه در نیاورند.

همانطور که رهبر خردمند ما در پیام هوشمندانه خود از این تردید پرده برداشتند باید مذاکره کنندگان ما گام به گام اقدامات دشمن را رصد کنند و تا بصورت عملی و ملموس اقدامی نکرده باشند اجازه ورود به مرحله بعدی را به دشمن ندهند.

نخستین امتحان این مکانیسم عقب نشینی کامل اسرائیل از لبنان است، اگر عقب نشینی کرد برای امضا به سوئیس بروید و کار گشایش تدریجی تنگه هرمز را شروع کنید.

و اگر در همین گام نخست آنها بتوانند در لبنان بمانند مطمئن باشید به هیچ‌کدام از تعهدات دیگر خود عمل نخواهند کرد.

البته ایران می‌تواند در مورد اسرائیل به توافق بزرگترین دست یابد و آن اینست که اگر نمی‌توانید اسرائیل را کنترل کنید آنرا بسپارید بما ولی اگر ما تادیبش کردیم نباید آمذچریکا دخالت کند.

آنوقت دست ما برای محو اسرائیل باز تر میشود. اسرائیل بدون آمذیکا یک هفته هم دوام نخواهد آورد.

در نتیجه بنظر من این دوئل وجودی و تمدنی نه تنها تمام نشده که تازه شروع شده و تا زمانی که یکی از دو طرف بصورت کامل از میان نرفته است ادامه خواهد یافت.

آنچه ما داریم جنگ نیست که در آن برد و باخت مطرح باشد یا با فرمول برجامی برد برد به اتمام برسد.

ما در حال دوئل با دنیای غرب هستیم. یا آنها می‌مانند و بر جهان حکومت میکنند و یا ما می‌مانیم و نظم نوین جهانی را شکل خواهیم داد. خاک، تمدن، فرهنگ و استقلال کشور ناموس کشور است. این عروس نمی‌تواند دو شوهر داشته باشد.

ما با غرب فوتبال بازی نمی‌کنیم که دو دو مساوی شویم یا یک صفر ببازیم یا ببریم ما در حال بازی هوشمندانه شطرنج رنجیم که نتیجه آن کیش و مات است و تا کنون رهبر خردمند ما نشان داده است که در کنار پدر شهیدش در بازی بزرگان، شطرنج باز قهاری است که توانسته است دنیای غرب را کیش و مات کند.

اسرائیل تمام تلاش خود برای عدم تحقق این تفاهم نامه بکار خواهد بست. آنها حتی ممکن است همان کاری را که با کندی و اسحاق رابین کردند با ترامپ هم تکرار کنند تا این تفاهم نامه به نتیجه نرسد.

آمریکا، اروپا، کشور های غربی و اسرائیل هیچکدام قابل اعتماد نیستند. و ایران و محور مقاومت باید برای رویارویی با بدترین شرایط ممکن همیشه آمادگی خود را حفظ کند.

سید عبدالله حسینی

مدیریت بحران یا تغییر بازی؟

مدیریت بحران یا تغییر بازی؟ بازخوانی احتمالات تفاهم میان تهران و واشینگتندر فضای پر تنش ژئوپلیتیک خاورمیانه، این روزها زمزمه‌هایی مبنی بر احتمال رسیدن به نوعی تفاهم یا توافق میان ایران و ایالات متحده آمریکا، بیش از هر زمان دیگری فضای سیاسی را تحت تأثیر قرار داده است. اما با نگاهی دقیق‌تر، باید پرسید که آیا این بحث‌ها فراتر از یک «آرام‌سازی موقت» است یا صرفاً ابزاری برای مدیریت بحران‌های لحظه‌ای؟ حقیقت این است که پرسش اصلی، نه ماهیتِ خودِ توافق، بلکه ساختار و سطحِ آن است که می‌تواند آینده روابط دو کشور را رقم بزند.اگر بخواهیم از نگاه واقع‌گرایانه به موضوع بنگریم، باید بپذیریم که هر دو طرف در مقطع فعلی، هزینه‌های ادامه تقابل مستقیم را بسیار بالا برآورد کرده‌اند. برای ایالات متحده، مدیریت تنش در منطقه و جلوگیری از گسترش درگیری‌ها به حاشیه اصلی سیاست‌های داخلی‌اش، یک ضرورت است؛ از سوی دیگر، ایران نیز با توجه به پیچیدگی‌های اقتصادی و نیاز به بازتعریف معادلات منطقه‌ای، ممکن است به دنبال راهکارهایی برای کاهش فشارهای ساختاری باشد. در واقع، این حرکت به سمت میز مذاکره، نه لزوماً از سرِ تغییر نگرش ایدئولوژیک، بلکه برآمده از «فشار هزینه‌های تقابل» است.با این حال، این ضرورتِ تفاهم با بن‌بست‌های ساختاری عمیقی روبروست که نمی‌توان از آن‌ها چشم‌پوشی کرد. نخستین مانع، مسئله «اعتماد» است که در روابط تهران و واشینگتن به پایین‌ترین سطح خود رسیده است؛ به گونه‌ای که هرگونه توافق باید بتواند پاسخگوی بدبینی‌های شدید در لایه‌های سیاسی هر دو کشور باشد. در آمریکا، لابی‌های سخت‌گیر و نوسانات سیاسی می‌تواند هر توافقی را با چالش‌های پارلمانی مواجه کند و در ایران نیز، بحث درباره دریافت تضمین‌های واقعی و مدیریت پیامدهای سیاسی توافق، از چالش‌های اصلی است. علاوه بر این، موضوع «امنیت منطقه‌ای» به عنوان یک متغیر تعیین‌کننده، باعث شده که تفاهم در مورد موضوع هسته‌ای به تنهایی کافی نباشد و معادلات مربوط بهنیروهای خارجی و نفوذ منطقه‌ای، به بخش جدایی‌ناپذیر این زنجیره تبدیل شود.با توجه به این پیچیدگی‌ها، می‌توان آینده را در قالب سه سناریوی محتمل ترسیم کرد. نخست، سناریوی «توافق محدود و موقت» که در آن طرفین بر سر مسائل کوچک‌تر مانند تبادل زندانی‌ها یا تسهیلات تجاری محدود، تنها برای ایجاد یک «توقف موقت در درگیری‌ها» به توافق می‌رسند. سناریوی دوم، مسیری بسیار دشوارتر یعنی «تفاهم راهبردی و ساختاری» است که مستلزم گذار از سیاست‌های تقابلی به سمت دیپلماسی واقعی و ارائه تضمین‌های قابل اتکا است. اما در نهایت، اگر شکاف میان دیدگاه‌ها عمیق‌تر از آن باشد که بتوان با مذاکره آن را پر کرد، باید منتظر سناریوی سوم یعنی «ادامه وضعیت موجود» باشیم؛ وضعیتی که در آن هر دو طرف بدون جنگ مستقیم، اما با فشار حداکثری بر یکدیگر، به بازی در میدان عمل می‌کنند.در نهایت، نباید از هیجانِ اخبار یا از بدبینیِ مطلق فاصله گرفت. تفاهم میان ایران و آمریکا، فراتر از یک تصمیم ساده سیاسی، نیازمند محاسبه دقیق هزینه‌ها و منافع در سطوح مختلف است. در دنیای امروز که معادلات به سرعت تغییر می‌کنند، آنچه تعیین‌کننده خواهد بود، قدرتِ مدیریتِ ابهام است. فعلاً باید منتظر ماند و دید که آیا دیپلماسی می‌تواند بر منطقِ تقابل غلبه کند یا اینکه واقعیت‌های میدانی، مسیر مذاکرات را به بن‌بست خواهد کشاند.

مهدی مهرنیا

بیانیه تشکل مجمع اسلامی دانشجویان واحد علوم و تحقیقات

​تشکل «مجمع اسلامی دانشجویان»، به عنوان قطره‌ای از دریای خروشان جامعه انقلابی این سرزمین، همواره رسالت خود را حرکت بر مدار عقلانیت، آزاداندیشی و مطالبه‌گریِ ساختارمند دانسته است. عهد ما، میثاقی است ناگسستنی با حاکمیت قانون ، اسلام و منافع ملی.

​اما در کشاکشِ حوادث اخیر و غبارآلودگیِ فضا، بر خود فرض می‌دانیم که مرزبندی‌های هویتی و سیاسی خود را با صدایی رسا، بدون لکنت بیان کنیم:

نخست: استقلال دانشجویی ، جوهره‌ی نقد مصلحانه:
ما بر این باوریم که ایستادگی در برابر سوءمدیریت‌ها، بی‌قانونی‌ها و رفتارهای دون شان دانشجو در سطح دانشگاه، رسالتِ ذاتیِ دانشجوست. ما منتقدِ سرسختِ کاستی‌ها و مدیرانِ ناکارآمدیم و بر سرِ حقوق و کرامتِ انسانی مسامحه نخواهیم کرد، اما این تلاش مدنی از ابتدا در چارچوب قانون ، حاکمیت ملی جمهوری اسلامی و مسئولین بالارده کشوری که همواره دغدغه دانشگاه ، دانشجو و آینده میهن اسلامی را دارند مطرح شده و در این زمینه همکاری هایی نیز صورت گرفته است.

دوم: محکومیت قاطع جریان‌های انحرافی و رسانه‌های معاند:
ما با صدای بلند و قاطع اعلام می‌کنیم که هیچ‌گونه نقطه‌ی اشتراکی با جریان‌های انحرافی، و رسانه‌های معاندِ خارج‌نشین نداریم. خط قرمزِ قطعی و غیرقابل‌مذاکره‌ی ما، کیانِ جمهوری اسلامی و امنیتِ ملی است. دغدغه‌های صنفی، دانشگاهی و سیاسی ما، مسائلِ «درون‌خانواده‌» است و اجازه نخواهیم داد مطالباتِ برحق و قانونیِ ما، دستمایه و خوراکِ کفتاران رسانه‌ای و لاشخورهای سیاسی شود.

سوم: نفی پروژه‌سازی‌های امنیتی و فراخوان‌های جریانات ضدحکومتی:
ما مسیر خود را با خردورزی و استقلالِ کامل تعیین می‌کند و مخالفت خود را با فراخوانهای کذایی ، جریانات معاند و رسانه های ضد ایران و حاکمیت اسلامی اعلام میدارد.

​(إِنَّ الَّذِینَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا…)

بر این عهد می‌مانیم و در مسیر ساختنِ فردایی روشن‌تر برای ایران عزیز اسلامی ، تا پای جان ایستاده‌ایم.

در پایان از جناب آقای دکتر حبیب الله گل محمدی ؛ استاد بزرگوار علوم سیاسی که دغدغه‌مند ، دلسوز دانشگاه ، دانشجو و میهن اسلامیمان هستند قدردانی میگردد.

ضعف مدیریتی در دانشگاه علوم و تحقیقات

در پی انتشار گزارشی از سوی تشکل مجمع اسلامی دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات این تشکل از ضعف مدیریتی این واحد خبر داد.

این گزارش به شرح زیر است:

دانشجویان محترم و ارجمند واحد علوم و تحقیقات ؛

حقیقت دانشگاه آزاد اسلامی نه در دیوارهای بلند کلاس‌ها و نه در پشت میزهای سنگین مدیریتی، بلکه در شهریه‌هایی نهفته است که دانشجویان و خانواده آنها با کار ، تلاش و زحمت در تنگنا و شرایط اقتصادی دشوار با رنج و فشار پرداخت میکنند؛ این شهریه و سایر مبالغی که تحت عناوینی چون هزینه های رفاهی و … اخذ میشود نه‌تنها چرخ این ساختار عظیم را می‌چرخاند، بلکه تنها توجیه و دلیل وجودی بسیاری از صندلی‌های مدیریتی است. با این حال، همین” دانشجو” —این ستون فقرات یک دانشگاه خصوصی—در عمل به چشم پشت میز نشینان تنها بعنوان «منبع درآمد» تقلیل یافته و مطالبه‌گری‌اش نه یک حق قانونی، بلکه «جرم» تلقی می‌شود؛ جرمی که پاسخ آن نه اصلاح، بلکه حذف، تهدید و پرونده‌سازی است.

 ماجرا از جایی آغاز شد که مجمع اسلامی دانشجویان واحد علوم وتحقیقات ، برخلاف انتظار مدیرانی فقط حفظ وضع موجود و تامین منافع خود را بر منافع جمعیت دانشجویی ترجیح می‌دهند، بر عهد خود با دانشجویان ایستاد و صدای مطالبات به حق و سرکوب‌شده گردید.
از تهیه گزارش و پیگیری وضعیت شرم‌آور سرویس‌های بهداشتی در ساختمان های دانشکده ها ، اختلال گسترده آنتن‌دهی ، وضعیت شبکه و نبود اینترنت که بدیهیات و ملزومات یک مجموعه آموزشی و خدماتی است، تا هشدار درباره آلودگی خطرناک آب استخر مجموعه ورزشی به بیماری هایی که مستقیماً سلامت دانشجویان را تهدید می‌کرد. اما پاسخ این گزارشات و پیگیری ها، نه رسیدگی، بلکه آغاز یک پروژه عجیب برای خاموش کردن صدای ما بود.

معاونت فرهنگی و دانشجویی، به جای پاسخگویی—و صد البته در سایه سکوت تاییدآمیز ریاست واحد علوم و تحقیقات که ظاهراً هدایت این مجموعه را تنها از پشت درهای بسته و با چاشنی بی‌تفاوتی و ژست گرفتن در عکس های پر طمطراق با حاصل تلاشهای دانشجویان و یا هزینه کرد شهریه های آنها برای برگزاری مراسمات باب میلشان می‌پسندند — مسیر حدف و سرکوب را برگزید و با تکیه بر شهادت کارکنان تحت امر خود، سناریویی ساختگی و متناقض را با عنوان «تعویض غیرقانونی قفل» طراحی کرد؛ سناریویی که بارها روایت آن تغییر یافت—از تعویض، به تخریب و از تخریب، به اتهاماتی مبهم‌تر—تنها برای آنکه بهانه‌ای برای حذف تشکلی بیابد که پیش‌تر کمبود و کاستی های واحد را مستند ،گزارش و پیگیری کرده بود.

در این میان، آنچه قربانی میشد، نه یک تشکل، بلکه اصل قانون و اخلاق بود.

بدون طی مراحل قانونی، بدون ابلاغ رسمی حکم، و بدون اعطای ابتدایی‌ترین حق دفاع، دفتر مجمع به‌صورت خودسرانه پلمب شد. اتهاماتی بی‌سابقه و عناوینی بی‌پایه خلق شد تا یک حقیقت تلخ را پنهان کند: اینکه در این ساختار، به جای شنیدن صدای حق و پاسخگویی که علت اصلی نشستن آنها پشت میز خدمت است، «قفل و پلمپ » به ابزار اصلی مدیریت در سطح واحد تبدیل شده است. روندی که ادامه یافت، نه یک فرآیند قانونی، بلکه نمایشی اداری برای مشروعیت‌بخشی به یک تصمیم از پیش گرفته‌شده بود؛ دعوتنامه‌هایی که پیش از ابلاغ رسمی، تصاویرشان در فضای مجازی منتشر شد، جلساتی که به جای هیئت نظارت قانونی، با حضور افراد متفرقه و عناوین بدعت‌آمیز برگزار شد، و ممانعت از حضور نمایندگان قانونی مجمع، همگی نشان داد هدف نه کشف حقیقت، بلکه تثبیت یک حذف از پیش برنامه ریزی شده است.
اما این پایان ماجرا نبود.

در بهمن ۱۴۰۴، پس از ماه‌ها مقاومت، پیگیری و ایستادگی، حقیقت راه خود را گشود. صدای داد خواهی مجمع و شما ، این‌بار در عالی‌ترین سطوح سازمان مرکزی طنین‌انداز شد. ما با ارائه دفاعیه‌ای مستند، مستدل و اسناد متقن و تکیه بر قانون ، پرده از این سناریوی هدفمند برداشتیم ، بطوریکه اداره بازرسی و معاونت فرهنگی کل توسط ریاست عالیه دانشگاه جهت رسیدگی به پرونده ریاست و معاونت فرهنگی واحد ورود کرده اند.
ما اعلام کردیم که شهریه دانشجو، نه منبع قدرت مدیران واحد برای هزینه کرد اهداف دل‌ بخواه خود، بلکه حق مسلم رفاه و کرامت دانشجوست.
امروز هم ما با همان صراحت و بدون لکنت علیرغم ادامه پرونده سازی ها ، تهدید و ترعیب توسط ریاست و معاونت فرهنگی واحد که از ابزار های نظارتی که برای اجرای عدالت در اختیارشان است برای حذف و سرکوب دانشجو و تشکلها استفاده میکنند اعلام می‌کنیم:

دوران مدیریت از طریق ارعاب، پلمب و حذف، به پایان رسیده است. تشکل دانشجویی، نه یک نهاد تزئینی، بلکه وجدان بیدار دانشگاه است. ما نه عقب‌نشینی خواهیم کرد و نه ساکت خواهیم بود .
بازگشت به قانون و مواجهه با عواقب تصمیمات تنها مسیر باقی‌مانده برای کسانی است که آن را زیر پا گذاشته‌اند.
قانون، خط قرمز ماست و هیچ مقامی، فراتر از قانون نخواهد ایستاد.

همانطور که آگاهید این نخستین‌بار نیست که بی‌توجهی به مطالبات دانشجویان، سلامت و جان آنان را به خطر می‌اندازد. هنوز خاطره تلخ سقوط اتوبوس دانشگاه، که نتیجه مستقیم مدیریت ناکارآمد و نبود وسایل حمل‌ونقل ایمن بود، از حافظه جمعی همگان پاک نشده و داغ آن جانهای عزیز هنوز بر سینه همگی ما سنگینی میکند.

این حادثه بود که نشان داد بی‌توجهی به هشدارها ، می‌تواند به فجایعی جبران‌ناپذیر منتهی شود. امروز نیز همان الگوی مرگبار ادامه دارد:

مطالبات به حاشیه رانده می‌شوند و به جای اصلاح سیستم از رده‌های اجرایی پایه گرفته تا شخص ریاست واحد علوم و تحقیقات که گویی هنر مدیریت را تنها در حفظ یک آرامش ویترینی و فرار از پاسخگویی و زیست در اتاق شکیل ریاست تردد با استفاده از آسانسور اختصاصی و خودرو پارک شده مقابل درب همان آسانسور خلاصه کرده‌اند—صرف خاموش کردن صدای منتقدان می‌شود. گویی در این ساختار، حفظ سکوت مهم‌تر از حفظ امنیت و کرامت دانشجو تلقی می‌شود.
به یاد داشته باشید بدون دانشجو شما تنها هستید. حال خود و بر میز و صندلیهای خالی گریه و ریاست کنید.

و السلام علی من اتبع الهدی.

📍همایش آسیب‌شناسی حقوق خانواده📍

⚖کارگروه دوره وکالت تخصصی دعاوی خانواده و انجمن دانشجویی حقوق مرکز آموزش عالی علمی کاربردی کانون وکلای دادگستری مرکز با همکاری دانشگاه علامه طباطبائی، برگزار می‌کنند:

📍همایش آسیب‌شناسی حقوق خانواده📍

▪️رئیس همایش:
دکتر حیدر حسن زاده

▪️سایر سخنرانان:
دکتر محمد شاه محمدی
دکتر گودرز افتخار جهرمی
دکتر محمدعلی اردبیلی
دکتر حسین مهرپور
دکتر حمیدرضا علومی یزدی
دکتر مرتضی شهبازی نیا
دکتر محمدرضا ویژه
دکتر هما داوودی گرمارودی
دکتر فاطمه بداغی
دکتر محمود عباسی
دکتر سید علی کاظمی
دکتر  محمدجواد حسین زاده
دکتر سید احمد حبیب نژاد
دکتر محمدباقر پارساپور
دکتر محسن صفری
دکتر نعیمه ذوالفقاری
آقای علی بنی صدر

▪️دبیران علمی:
دکتر مهدیه محمدتقی زاده
آقای سعید صالح احمدی

▪️دبیر اجرایی:
دکتر صادق مددی

📆 سه شنبه ۲۷ آبان  ماه ۱۴۰۴

🕰 ساعت ۱۶ الی ۲۰

🏛 کانون وکلای دادگستری مرکز

«همایش ملی آسیب شناسی حقوق‌خانواده»

«همایش ملی آسیب شناسی حقوق‌خانواده»
دکتر مهدیه محمدتقی زاده، دبیر علمی همایش و عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبائی خبرداد:
برای نخستین بار، همایش ملی «آسیب‌شناسی حقوق خانواده» مرکز آموزش عالی علمی کاربردی کانون وکلای دادگستری مرکز، (کارگروه دوره وکالت تخصصی دعاوی خانواده با همکاری انجمن دانشجویی حقوق مرکز) و سایر نهادها، با حضور جمعی از اساتید مبرز حقوق ایران، در ۲۷ آبان (ساعت ۱۶ الی ۲۰) در سالن مرحوم استاد جلالی نایینی کانون وکلای دادگستری مرکز برگزار خواهد شد.
مدیرگروه وکالت تخصصی دعاوی خانواده این مرکز، افزود:
در این همایش، هر یک از اساتید فرزانه و صاحب‌نظر، یک تا دو «آسیب» (معضل) را در حداکثر ۱۰ دقیقه بیان نموده و سپس به نحو موجز، به ارائه راهکار خواهند پرداخت.وکلای شرکت‌کننده در این همایش، از شرکت در آزمون مقدماتی «دوره وکالت تخصصی دعاوی خانواده» مرکز آموزش عالی علمی کاربردی کانون وکلای دادگستری مرکز معاف گردیده و مشمول تخفیف مصوب در کارگروه دوره خواهند شد.

همچنین سعید صالح احمدی دیگر دبیر علمی همایش گفت: برخی از موضوعات این همایش شامل اهمیت و جایگاه نهاد خانواده، جرم‌شناسی خانواده، آسیب‌شناسی حق طلاق در حقوق ایران، آسیب‌شناسی اجرای سیاست‌های کلی نظام خانواده، آسیب‌شناسی حمایت حقوقی از زنان، آسیب‌شناسی حقوق جنسی زوجین، آسیب‌شناسی حقوق کودک، ضرورت و حدود مداخله دولت در خانواده، آسیب‌شناسی حل‌وفصل اختلافات خانوادگی، تأثیر قانونگذاری بر عرف خانواده، آسیب‌شناسی حقوقی مهریه، حق بر قضاوت زنان، داده‌کاوی رویه قضایی در حقوق مالی زوجه، آسیب‌شناسی محدودیت‌های اشتغال زنان، آسیب‌شناسی استفاده ابزاری از پنهان‌سازی دارایی در طلاق، آسیب‌شناسی باروری پزشکی، آسیب‌شناسی حقوق خانواده، و آسیب‌شناسی شروط ضمن عقد است.
مسئول آموزش وکلای دادگستری و وکالت تخصصی این مرکز توضیح داد:
با هدف تخصصی نمودن وکالت در حوزه خطیر حقوق خانواده و گفتمان سازی بیش از پیش در این موضوع با اهمیت، همایش های آتی با محوریت حقوق زنان و کودکان در سال جاری برگزار خواهد شد.

یکی از موضوعاتی که همواره در میان دانش‌آموختگان رشته حقوق از جایگاه والایی از حیث حرمت برخوردار بوده، مباحث مربوط به «حقوق خانواده» است. نهاد مدنی «خانواده» به‌عنوان زیربنای حیات انسانها و محور شکل‌گیری جوامع بشری محسوب می‌شود. اهمیت این نهاد چنان ژرف و بنیادین است که هرگونه آسیب یا تزلزل در آن می‌تواند پیامدهای گسترده و گاه جبران‌ناپذیری بر نظم اجتماعی، سلامت معنوی جامعه و فرآیند تربیت نسل‌های آینده بر جای گذارد. به همین دلیل است که از دیرباز، سنت‌های اخلاقی، فرهنگی و دینی ما ایرانیان نیز پیوندهای خانوادگی را مایه گسترش آرامش، افزایش برکت در زندگی، و عامل پیشگیری از آسیب‌های فردی و اجتماعی دانسته‌اند و از قطع این پیوندها بر حذر داشته‌اند. این آموزه‌های ریشه‌دار، با مبانی حقوقی امروز ما درباره ضرورت حمایت از خانواده هماهنگی عمیقی دارد.
در مرکز آموزش عالی علمی‌ـ‌کاربردی کانون وکلای دادگستری مرکز، مدیران و اساتید از دیرباز، همواره دغدغه پرداختن به موضوعات مرتبط با حقوق خانواده را با توجه به قداست و اهمیت ذاتی این نهاد داشته‌اند. تقویت روابط خانوادگی و جلوگیری از ایجاد تنش و آسیب در این کانون، نه‌تنها در آموزه‌های اخلاقی و اجتماعی ما جایگاه ویژه دارد، بلکه بنیانی برای پیشگیری از فروپاشی پیوندها و ظهور مسائل حقوقی پیچیده است. همین نگاه، مرکز آموزش عالی علمی کاربردی کانون وکلای دادگستری مرکز را بر آن داشته تا با بهره‌گیری از ظرفیت علمی اساتید برجسته، پژوهشگران فرهیخته و متخصصان عرصه حقوق خانواده، همایشی علمی با محور آسیب‌شناسی حقوق خانواده برگزار کند. هدف آن بود که هر یک از استادان ارجمند با ارائه یک آسیب معین در حوزه حقوق خانواده، ضمن تبیین ابعاد مختلفه آن، راهکار/راهکارهای عملی و قابل اجرا ارائه کنند.
یکی از انگیزه‌های دیگر ما در برگزاری این همایش، فراهم آوردن امکان گردهم‌آیی بخشی از جامعه بزرگ حقوق ایران است؛ جامعه‌ای متشکل از وکلای فرزانه، اساتید گرانقدر، قضات گرانمایه و دانش‌آموختگان دغدغه‌مند که دل در گرو پاسداشت نهاد خانواده دارند.
مایه افتخار و خرسندی عمیق همه ماست که اعلام کنیم استقبال گسترده از این همایش نشانگر حساسیت و دغدغه جدی جامعه حقوقی نسبت به مسائل خانواده است. تعداد درخواست حضور در این همایش در این چند روز، از ۳۰۰ متقاضی فراتر رفت. این استقبال چشمگیر، خود گویای اهمیتی است که وکلای دادگستری و دانش‌آموختگان حقوق و فقه برای حفظ پیوندهای خانوادگی، رعایت اخلاق حرفه‌ای و درک وکیل در پیشگیری از تعمیق اختلافات قائل هستند. محدودیت ظرفیت مانع از پذیرش همه متقاضیان جدید شد، اما همین استقبال گسترده نشان داد که جامعه حقوقی کشور نقش خود را در تحکیم خانواده و جلوگیری از گسترش آسیب‌های آن جدی گرفته و حقوق. خانواده را اولویتی وجدانی و اخلاقی میداند.
مرکز آموزش عالی علمی‌ـ‌کاربردی کانون وکلای دادگستری مرکز همچنان بر رسالت خود در ارائه آموزش‌های کاربردی و تخصصی پایبند است و با افتخار اعلام می‌کند که به‌زودی دوره وکالت تخصصی دعاوی خانواده در قالب یک برنامه آموزشی ۱۰۰ ساعته متشکل از ۷۰ ساعت آموزش کاربردی و ۳۰ ساعت آموزش نوین حقوق نظری برگزار خواهد شد. هدف از برگزاری دوره پیش‌رو، توانمندسازی حرفه‌ای وکلای دادگستری و ارتقای سطح مهارت‌های تخصصی آنان در مواجهه با پرونده‌های حساس و پیچیده خانواده است که در آن حفظ کیان خانواده و رسیدن به سلم و آشتی، از همه چیز مهمتر است؛ پرونده‌هایی که تنها با دانش حقوقی حل نمی‌شوند، بلکه نیازمند درک دقیق پیامدهای روانی، اجتماعی و اخلاقیِ قطع روابط خانوادگی و نیز آگاهی از ارزش‌های کهنی هستند که جامعه ما بر اهمیت رابطه، پیوند، مهرورزی و رعایت حرمت خویشاوندی تأکید کرده است.
بی‌تردید مجموعه این تلاش‌ها می‌تواند گامی مؤثر در جهت حمایت از استحکام نهاد خانواده باشد؛ نهادی که تقویت روابط درونی آن، افزون بر آثار عاطفی و معنوی، آثار اجتماعی و حتی حقوقی مهمی دارد و رعایت آن می‌تواند از بروز بسیاری از اختلافات و آسیب‌ها جلوگیری کند. امید آن داریم که این مسیر، به ارتقای سطح علمی و حرفه‌ای جامعه حقوقی کشور و نیز پاسداشت جایگاه والای خانواده در فرهنگ ایرانی ـ اسلامی بینجامد.

دیدار اعضای تشکل مجمع اسلامی دانشجویان واحد علوم و تحقیقات با رئیس دانشگاه واحد علوم و تحقیقات

دیدار اعضای تشکل مجمع اسلامی دانشجویان واحد علوم و تحقیقات با رئیس دانشگاه واحد علوم و تحقیقات

به گزارش روابط عمومی واحد علوم و تحقیقات، نشست اعضای شورای مرکزی تشکل مجمع اسلامی دانشجویان با حضور دکتر جمشید صباغ‌زاده و دکتر مصطفی قاضی مرادی برگزار شد.

در این نشست، دکتر صباغ‌زاده با تأکید بر نقش مؤثر تشکل‌های دانشجویی در ارتقای سطح فرهنگی و اجتماعی دانشگاه، اظهار داشت: تشکل‌های دانشگاهی باید با رویکردی مسئله‌محور و ملی در مسیر تحقق اهداف علمی و فرهنگی کشور گام بردارند.

اعضای شورای مرکزی تشکل مجمع اسلامی دانشجویان شامل رضا فریداصل، ارشیا احمدی‌مقدم، علیرضا پورعلی، ابوالفضل حصارکی، علی مسیب‌نژاد، ریحانه فراهانی، نگین گراوند، فرزانه فرمانیان و پارسا عبدالهی هستند.

در پایان این دیدار، از تلاش‌های فعال اعضای تشکل مجمع اسلامی دانشجویان تقدیر به عمل آمد.

انتصاب رضا فریداصل به عنوان دبیر مجمع اسلامی دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات

به گزارش روابط عمومی واحد علوم و تحقیقات، طی حکمی از سوی دکتر جمشید صباغ‌زاده، قائم‌مقام رئیس دانشگاه آزاد اسلامی در واحد علوم و تحقیقات، رضا فریداصل به عنوان دبیر اولین شورای مرکزی مجمع اسلامی دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات منصوب شد.

در متن این حکم آمده است:

«بدین وسیله انتخاب جنابعالی به عنوان دبیر اولین شورای مرکزی مجمع اسلامی دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات را تبریک عرض می‌نمایم. امید است با توکل بر خداوند متعال و بهره‌گیری از روحیه تعهد، اخلاص و تلاش، در مسیر خدمت به جامعه، به‌ویژه قشر فرهیخته دانشگاهی، موفق و مؤید باشید.»

این انتصاب در راستای تقویت فعالیت‌های فرهنگی و دینی دانشجویان و ارتقای نقش تشکل‌های اسلامی در تحقق اهداف متعالی دانشگاه انجام گرفته است.

انتصاب رضا فریداصل به عنوان دبیر مجمع اسلامی دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات

به گزارش روابط عمومی واحد علوم و تحقیقات، طی حکمی از سوی دکتر جمشید صباغ‌زاده، قائم‌مقام رئیس دانشگاه آزاد اسلامی در واحد علوم و تحقیقات، رضا فریداصل به عنوان دبیر اولین شورای مرکزی مجمع اسلامی دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات منصوب شد.

در متن این حکم آمده است:

«بدین وسیله انتخاب جنابعالی به عنوان دبیر اولین شورای مرکزی مجمع اسلامی دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات را تبریک عرض می‌نمایم. امید است با توکل بر خداوند متعال و بهره‌گیری از روحیه تعهد، اخلاص و تلاش، در مسیر خدمت به جامعه، به‌ویژه قشر فرهیخته دانشگاهی، موفق و مؤید باشید.»

این انتصاب در راستای تقویت فعالیت‌های فرهنگی و دینی دانشجویان و ارتقای نقش تشکل‌های اسلامی در تحقق اهداف متعالی دانشگاه انجام گرفته است.

🌍 پایان «پساجنگ سرد»؛ آغاز دورانِ تَک‌قُطبی

🌍 پایان «پساجنگ سرد»؛ آغاز دورانِ تَک‌قُطبی

یاشار عصری

برای بیش از سه دهه، جهان سال‌های پس از فروپاشی شوروی را «دورهٔ پس از جنگ سرد» می‌نامید؛
تعبیری مبهم که تنها به نبودِ دشمن اشاره داشت، نه به ظهور نظمی تازه.

اما اکنون تاریخ نام خود را عوض کرده است.

از این پس، آن دوران با نامی روشن‌تر و صادق‌تر در حافظهٔ جهانی ثبت خواهد شد:
«دورانِ تَک‌قُطبی» — عصر سلطهٔ بی‌رقیب ایالات متحده.

🕰 حافظه‌ای که معنا را بازنویسی می‌کند

پاسکال لوتاتس می‌نویسد: حافظهٔ جمعی مانند دریا است؛ آرام، اما همیشه در حال تغییر.

آنچه دیروز «پایان جنگ سرد» بود، امروز معنایی دیگر یافته است:
جنگ‌های عراق و افغانستان، بحران مالی ۲۰۰۸، بازگشت روسیه، ظهور چین و شکستن توهّم نظم لیبرال غربی.

جهان دههٔ ۱۹۹۰ به ظاهر آزاد از دشمنی بود،
اما در حقیقت، به میدان قدرت یگانه‌ای تبدیل شد که همه‌چیز را در سایهٔ خود تعریف می‌کرد.

⚙ واژه‌ها هم قدرت دارند

نام‌ها فقط نشانه نیستند؛ ابزار سلطه‌اند.
وقتی می‌گفتند «پساجنگ سرد»، جهان را به زبانِ پیروزی غرب معنا می‌کردند.

اما واژهٔ تازه، «تک‌قطبی»، پرده را کنار می‌زند و واقعیت را آشکار می‌سازد:

پایان جنگ سرد، آغاز هژمونی آمریکا بود.

🔄 بازگشت چندصدایی جهان

اکنون که این هژمونی رو به افول است، حافظهٔ جهانی بازنویسی می‌شود.

همان‌گونه که «جنگ بزرگ» بعدها «جنگ جهانی اول» شد،
این دوران نیز با واژه‌ای تازه به یاد سپرده می‌شود — واژه‌ای که نه از زبان فاتحان، بلکه از زبان شاهدان نوشته شده است.

نام‌ها، روایت‌ها را تغییر می‌دهند؛ و روایت‌ها، قدرت را.

✨ نتیجه: جهانِ آینده تک‌صدا نخواهد بود
«دورهٔ تک‌قطبی» نه فقط نامی جدید، بلکه اعترافی تاریخی است:

عصر سلطهٔ یک‌صدا به پایان رسیده است.
جهان امروز، میان چند قدرت، چند روایت و چند صدا تقسیم می‌شود.

آینده از آنِ جهانی است که چندصداست، نه تک‌قطب.

پاینده سرفراز ایران