رفتن به بالا
  • سه شنبه - ۱۹ بهمن ۱۳۹۵ - ۱۵:۳۱
  • کد خبر : ۷۳۸
  • چاپ خبر : ماجرای نیمروز/ روزنه ای در تاریکی سینمای ایران

ماجرای نیمروز/ روزنه ای در تاریکی سینمای ایران

  امیرعلی سلیمانی خسته شدم از دیدن فیلم های یک شکل، بازی عوض می شود، عوامل عوض می شوند، کارگردان عوض می شود، ولی فیلم همان است که بارها دیده ایم و پسندیده ام، آنچه بارها پسندیده ام را دوباره نمی پسندم، چون این بی احترامی به شعور مخاطبی ست که برای درک و بهره […]

 

majaraye-nimrooz

امیرعلی سلیمانی

خسته شدم از دیدن فیلم های یک شکل، بازی عوض می شود، عوامل عوض می شوند، کارگردان عوض می شود، ولی فیلم همان است که بارها دیده ایم و پسندیده ام، آنچه بارها پسندیده ام را دوباره نمی پسندم، چون این بی احترامی به شعور مخاطبی ست که برای درک و بهره بردن از خلاقیت یک فیلم تازه به سینما آمده است.

این حکایت چند سال اخیر سینمای ایران است، سینمایی که بیشتر از آن که تعیین کننده باشد تعیین شده است، به شخصه در پنج شش سال اخیر ده ها فیلم دیده ام که حذف کردن نام کارگردان و فیلمنامه نویس آن در تیتراژ ما را به این اشتباه می اندازد که همگی توسط یک نفر نوشته و ساخته شده اند، هر کدام سیاه تر و درعین حال پر زرق و برق تر بوده اند فروش بیشتری داشته اند و بیشتر مناسب توصیه به نظر رسیده اند.

اما حکایت ماجرای نیمروز و امثال آن که انگشت شمارند متفاوت است، فیلمی خوش ساخت که به سینمای آینده ی ایران خدمت می کند. مهدویان و گروه کمتر سیمرغ گرفته اش میل صعود دارند اما نردبان را جای دیگری گذاشته اند. فیلمی که بدون داعیه ی روشنفکری از مدرن ترین دیدگاه های روایت بهره برده است، واضح است که موضوعی چون پرداختن به پدیده های سال های نخست انقلاب مخاطب را مردد به سالن سینما می فرستد اینکه بناست با فیلمی سفارشی مواجه باشیم که پیام یا به تعبیر درست تر شعار جدی تری تا فیلم دارد مواجه باشیم یا خیر؟

با همین تردید به تماشای ماجرای نیمروز نشستم، اما امیدواری من تجربه قبلی کارگردان بود، ایستاده در غبار بود ، آن که در بسیاری از نقد ها مستند محض خوانده شد و به زعم من در قیاس با بسیاری از آثار تزیین شده  خلاقانه ترو تکنیکی تر بود.

ماجرای نیمروز روایتی بی طرف از تقابل گروهی سیاسی و دسته ای جوان وابسته به دولت وقت است حال تعیین نامشان که بسیجی ست یا اطلاعاتی یا کمیته ای اولویت اصلی من مخاطب نیست. بی طرف بودن روایت از آن جهت است که ما گروه مقابل را نمی بینیم ، که اگر می دیدیم با قضاوت تاریخی که مخاطب ایرانی نسبت به آن داشت بخشی از فیلم در لوای نگاه احساسی مخاطب از دست رفته بود. بازی های متفاوت از هنرپیشه هایی که پیش از این توانایی خود را در فضاهای دیگر اثبات کرده اند، دوربین ساده، سالم و روایت گر، بخشیدن غنای مستند بودن، روایت جذاب و از همه مهمتر ساختن تیپ های باورپذیر مولفه های مثبت ماجرای نیمروز است.

ماجرای نیمروز فارغ از آن که با سیمرغ به خانه برگردد یا خیر کورسوی امیدی برای سینمای ایران است.

اخبار مرتبط


ارسال دیدگاه