رفتن به بالا
  • شنبه - ۱۶ بهمن ۱۳۹۵ - ۱۶:۴۲
  • کد خبر : ۷۵۲
  • چاپ خبر : شعر فاطمی را محدود به میخ و در و دیوار نکنیم/ مدح فاطمی گره خورده با ولایت و مرثیه فاطمی گره خورده با برائت
میزگرد بزنگاه های شعر فاطمی در سازمان رسانه ای سفیر؛

شعر فاطمی را محدود به میخ و در و دیوار نکنیم/ مدح فاطمی گره خورده با ولایت و مرثیه فاطمی گره خورده با برائت

ظهر روز سیزدهم بهمن میزگرد بزنگاه های شعر فاطمی با حضور چهارتن از شعرای آئینی برگزار شد. این جلسه که در آستانه ایام فاطمیه در مکان جلسات سازمان رسانه ای سفیر برقرار گردید به ظرائف و حساسیت های شعر فاطمی پرداخت.که در پایان این جلسه از کارکرد رسانه و اهمیت آن در موضوع شعر آئینی به […]

12

ظهر روز سیزدهم بهمن میزگرد بزنگاه های شعر فاطمی با حضور چهارتن از شعرای آئینی برگزار شد. این جلسه که در آستانه ایام فاطمیه در مکان جلسات سازمان رسانه ای سفیر برقرار گردید به ظرائف و حساسیت های شعر فاطمی پرداخت.که در پایان این جلسه از کارکرد رسانه و اهمیت آن در موضوع شعر آئینی به خصوص شعر فاطمی توضیحاتی ارائه شد.

دفتر ادبیات معاونت هنری سازمان رسانه ای سفیر – پیمان طالبی: خدا رو شاکریم که اولین نشستمان متبرک به نام حضرت صدیقه ی طاهره(سلام الله علیها) با موضوع بزنگاه های شعر فاطمی که قصد بررسی تعریف شعر فاطمی، ابعاد مختلف اشعار فاطمی ، فعالیت هایی که در این سال ها انجام شده و سایر موارد را داریم.

در ابتدای بحث می خواهیم به تعریف شعر فاطمی بپردازیم زیرا وقتی صحبت از بزنگاه های شعر فاطمی ، اولین بحثی که در ذهن علامت سوال ایجاد می کند، همان تعریف شعر فاطمی است که این شعر فاطمی و در حالت کلی تر شعر آیینی ، در فضای آکادمیک و دانشگاهی هیچ تعریفی برای آن نمی شود و اصلا در تقسیم بندی اشعار نمی آورند. حال به تعریف شعر فاطمی می پردازیم.

 

داوودی: یک شعر زیبا به صورت اتفاقی به دستم رسید که برایم جالب بود :

ای سوره ی کوثر ، به مقام تو گواه

ما غرق در امواج پر آشوب گناه

تا سائل مهرت ، آمدی ، این همه راه

یا فاطمه، اشفعی لنا عندالله

 

ابتدای صحبت ، باید به این فکر کرد به عنوان شاعر چه استفاده هایی  از حضرت زهرا می توان در صنعت ادبی برد.حال به ویزگی های حضرت باید پی برد که اول تفاوتی که با سایر چهارده معصوم دارند، اینکه ایشون دارای سوره ای به نام خود در قرآن کریم هستند که خود این می تواند، نماد وحدت باشد چون نقطه ی اشتراک ما با سایر مذاهب و فرقه های اسلام ، همین قرآن است؛ که این سوره عینا به اسم ایشان و با شان نزول ایشان و در زمان بدو تولد ایشان نازل شده است. پس ما به عنوان یک شاعر در وهله ی اول می توانیم به زبان مشترک بشریت،قرآن کریم، مراجعه کنیم و شعرمان را ارائه بدهیم.

حال در مورد شعر آئینی که یک شعر نو طهور و یک جریان تازه می باشد. که بعضی ها معتقدند که شعرهایی که سنت ما را مانند نوروز یا چهارشنبه سوری، بیان می کنند نیز به عنوان شعر آئینی اطلاغ می شود که اینطور نیست. ما از آئین به عنوان اعتقادات و باورهای مذهبی را شامل می شود و اشعاری که در این راستا باشد که می تواند شعر مذهبی،نیایش،مدح،مرثیه،ولایت،برائت و …. به عنوان شعر آئینی اطلاغ کرد.

شعر فاطمی نیز گونه ای از اشعار آئینی می باشد که شخصیت حضرت زهرا نوع شهادتشان برای ما با اندوه فراوان، همراه است اما باز مانند شعر عاشورایی نیست و حتی شعر های بسیار شیرین و شادی درباره ی ولادت ایشان و حتی اشعاری در مورد زندگانی ایشان نیز دیده می شود. که همین اشعار زندگانی حضرت برای ما دستاویزی است تا کمی از انتقادات جناح روشنفکر کاسته شود.

البته لازم به ذکر هست که پایه و الگوی زندگانی حضرت نیز برای هم انسان ها و هم از نظر شعری می تواند مشکل گشا باشد.

جان فدا : بسیار جای خورسندی دارد که در این روزگار اینگونه به اشعار اهل بیت توجه شده است که ما امروز نشستی درباره ی شعر فاطمی برگزار میکنیم که خودش یک نوع موفقیت به حساب می آید. که در هیچ دوره ای از زندگانی به اندازه ی امروز به اشعار اهل بیت به ویژه شعر فاطمی توجهی نشده است.

حال برای تعریف شعر فاطمی ،که از اسم آن معلوم است، شعری که به زندگانی ، سیره ، فضائل و مواضع صدیقه ی کبری (س)  تعریف می شود ؛ که به عنوان یک گونه ی شعری و یک جریان نوپایی است. وقتی به سابقه ی شعر فاطمی مراجعه می کنیم ، در می یابیم که زمان زیادی نیست که شعرت به شعر فاطمی می پردازند؛ در قدما کمتر شاعری بود که شعری در مورد حضرت زهرا بسراید. به عنوان مثال یکی از اولین نمومه های شعر فاطمی ، شعر سنایی است که وقتی سلطان سنجل، از اعتقاداتش سوال می پرسد ، شاعر در جواب می گوید:             مر مرا باری نکو ناید ز روی اعتقاد                     حق زهرا بودن و دین پیمبر داشتن                                                               آنکه او را بر سر حیدر همی خوانی امیر                    کافرم گر می تواند کفش قنبر داشتن

که در اینجا از حضرت زهرا و مظلومیت ایشان اشاره می شود ؛ البته قبل از این نیز شاعری در مورد حضرت زهرا شعری داشته ، که اکنون شاعر پر آوازه ای نیست. حال کمی جلوتر که بیاییم ناصر خسرو نیز خیلی از حضرت زهرا در اشعارش استفاده کرده ولی باز شعر فاطمی با تعریف امروزی را پوشش نمی دهد. باز در سده ی اخیر نیز اشعاری که از حضرت زهرا به کار بده شود ، به صورت پراکنده می باشد. اگر بخواهیم به طور کلی تعریف کنیم ؛ شعر فاطمی متولد بعد از انقلاب اسلامی ایران است ، یعنی شعری که به طور ویژه به زندگانی ، سیره ، فضائل و مواضع حضرت بپردازد ، که نقطه ی اوج شعر فاطمی در این دو دهه ی اخیر آغاز شده است. حنی در زمان دفاع مقدس اشعارمان بیشتر به وقایع عاشورایی تشبیه می خورد. نقطه ی عطف شعر فاطمی،با تعریف امروز، را شاعرانی ایجاد کردند که اکثرشان جوان هستند و اینکه اگر خواستیم به شعر فاطمی انتقادی کنیم ، باید حواسمان به نوپا بودن این طیف از شعر را در نظر بگیریم.

حضرات اهل بیت موجودات کاملی هستند ، یعنی ما فقط نمی توانیم بگوییم حضرت زهرا فقط یک موجود سیاسی بودند؛ بلکه ایشان هم بهترین مادر برای فرزندان ، هم بهترین همسایه ، هم بهترین معلم قرآن و حدیث ، هم بهترین همسر و هم بهترین دختر بودند. پس باید در اشعار از تمام ابعاد زندگانیشان استفاده کنیم. البته باید توجه داشت که شعر دارای وجدان بیداری است که در دوران شعرای مختلف متفاوت بوده اما درباره ی شعر فاطمی به بخش های عاطفه انگیز بیشتر واکنش نشان داده شده است ؛ پس یکی از علت هایی که شعر مرثیه ی حضرت زهرا بیشتر دیده و شنیده می شود ، این قضیه می باشد. و علت دیگر نیز اینکه ما از زندگانی حضرت زهرا ، خیلی نمی دانیم به غیر از یک سری موارد خاص که در تاریخ برای ما بیان شده است.

در اشعار فاطمیمان باید به طور مستقیم یا غیر مستقیم به سیره و زندگی حضرت زهرا اشاره داشته باشیم ؛ اینگونه نباشد که شعری بسراییم و بشود براب تمام ائمه بشود خواند. پس باید نشانه ای از حضزت زهرا باشد مثلا اگر شعرمان درباره ی اخلاق هست ، باید از اخلاق فاطمی بگوییم یا اگر در مورد سیره شعر گفتیم ، باید ردپایی از سیره ی حضرت زهرا در شعر باشد.

کسبی : نکات جناب آقای جان فدا بسیار مهم هستند و برای شعرای اهل تفکر خیلی لازم و ضروری است. ما دو تا انقلاب شعر شیعی داریم. یکی بعد از به روی کار آمدن صفویه و یکی بعد از انقلاب اسلامی ایران. حال با چند سوال مواجه هستیم ؛ چرا حدود ۴۰ سال است که شعر فاطمی با این معنای امروزی وجود دارد ؟ چرا همانگونه که حضرت زهرا در زندگانی مستور بودن، همانگونه که شهادتشان مستور بود ، همانگونه که غسل و کفن و دفنشان مستورانه بود و همانطور که مزارشان اکنون مستور و مخفی است ، شعرشان نیز مخفی و مستور مانده بود؟ چرا ما باید الان شعر فاطمی را از این حالت مستور در بیاوریم ؟ البته این عرایض به این معنا نیست که شعر فاطمی نگوییم. بلکه غرض از این سوال اینست که باید آداب شعر فاطمی را نگه داریم همانگونه که بزرگان شعر فارسی به این امر دخول نکردند و چگونه باید از زنی شعر بگوییم که ۱۸ سال مستورانه زندگی کرده و ۱۴۰۰ سال در عین عدم حیات دنیوی ، مستورانه وجود داشته ؟

حال اگر بخواهیم بحث بزنگاه های فاطمی را آغاز کنیم، در شاخه ی شعر فاطمی همانند سایر شعرهای درباره ی اهل بیت دارای دو شاخه می باشد،دارای دو شاخه ی اصلی می باشد؛یا مدح است یا مرثیه با به عبارت دیگر یا رثا است یا ثنا. حال درباره ی حضرت زهرا ، مدح آن حضرت با ولایت و مرثیه ی آن حضرت با برائت گره ی شدیدی خورده است. همانطور که می دانیم ولایت و برائت جز فروع دین ما با هنوان تولی و تبری می باشد ؛ پس برتری شعر فاطمی نسبت به سایر اشعار مذهبی این است که دو تا از فروع دین ما را همراه خود دارد.

طالبی : آقای داوودی نظر شما چیست ؟

داوودی : درباره ی این موضوع متاسفانه یا خوشبختانه تا به حال بحث نشده است. مثلا اگر شما بخواهید درباره ی شعر عاشورایی صحبت کنید ،چندین کتاب توسط منتقدین آسیب شناسی شده است اما درباره ی شعر فاطمی هنوز خیلی کار نشده است. همانطور که آقای جان فدا گفتن شعر فاطمی، شعر نوپایی است و حتی بحث شهادت و تعطیلی حضرت زهرا به تازگی به این صورت پر شور شده است و حتی به تازگی ها تاریخ شهادت حضرت رهرا تعطیل شده است.

جان فدا: زمان آقای خاتمی !!!!!!!! تعطیل شده است.

کسبی : آیت الله وحید به رئیس جمهور وقت فرمودند که باید قضیه ی شهادت حضرت زهرا و ایام فاطمیه و شعائر فاطمی خیلی باید جدی تر و پر رنگ تر برگزار شود ، لذا به آیت الله وحید،لقب احیا کننده ی شعائر فاطمی گفته می شود. حتی در تقویم های گذشته وفات حضرت زهرا درج می شد و حال نیز متاسفانه در برخی روزنامه ها و رسانه ها با غرض وفات حضرت زهرا خورده می شود. البته بنده خودم با استفاده از استنادات خود اهل سنت و کتاب های دسته اول تاریخی در مقاله ای به اثبات شهادت حضرت زهرا رسیدم.

داوودی : یکی از دلایل اینکه از زندگانی حضرت زهرا کم شعر داریم اینست که از زندگانی ایشان زیاد مطلع نیستیم ؛ ما فقط از عروسی حضرت، از بعد از جنگ، پیامبر آمدن به منزل و رفتارشان با حضرت زهرا، یکی قضایای ام ابیها و دیگر اطلاعاتمان خیلی محدود است و در مجموع می توان گفت شناخت ما نسبت به حضرت زهرا به شدت کم است ؛ و همه ی این دلایل را اضافه می کنیم به این موضوع که تاریخ شعر ما به موضوع زن نمی پرداخته است و به طور کل بحث زن یک بحث مجور و مستوری بوده است. و حتی الان نیز این میزگرد جز معدود میزگردهایی است که دارد با عنوان شعر فاطمی برگزار می شود و اگر بخواهیم به این عرصه ی نوپا انتقادی بکنیم ، جفا در حق شعر فاطمی هست و اگر فعلا قرار هست کاری انجام شود ، بیاییم ویژگی های شعر آئینی را بیان کنیم.

طالبی : آقای جان فدا نظر شما راجب دسته بندی که آقای کسبی فرمودند را می شنویم.

جان فدا : بنده موافقم با دسته بندی که آقای کسبی ارائه دادند. باید بدانیم که شعر فاطمی شعر حساسی است و یکی از دلایلی که شعر فاطمی از قبل نبوده است ، همین حساسیت موضوع است. یکی دیگر از دلایل موضوع شهادت حضرت زهرا که دست های پشت پرده ی تاریخ خواسته خیلی معمولی و اتفاقی جلوه بدهد و دلیل دیگر می تواند انواع حکومت ها باشد که حکومت های شیعی و حتی به این موضوع که ما تازه چند سال هست که می توانیم بگوییم حضرت زهرا شهید شده است و دلیل دیگر اینکه دسترسی الان به کتاب و منابع خیلی راحت تر است تا سده ها و قرن های اخیر خیلی راحت تر شده است. باز دلیل دیگر همانست که در ادبیات کهن ما تصویر معشوق مرد است و پسندیده نبوده که از یک زن صحبت شود و دلیل مهم تر از سایر اینکه شهادت حضرت زهرا قطعا برای یک قشر خاصی ضرر داشت تا به اثبات برسد یعنی به طور دقیق تر شما یا یک میلیارد انسان مواجه می شوید که باید به آن ها بفمهمانید که افراد مقدس شما به دختر پیامبر (ص) ظلم کردند ، پس حساسیت شعر فاطمی اینجاست که یک عده مشمول حدیث ((فمن آذاها فقد آذانی)) می شود که مقدسات بسیاری از انسان ها هستند و برایشان راحتتر بود که حقیقت را کنار بگذارند ؛ و کسی ناراحت نمی شد و حکومت ها به فسادشان ادامه می دادند.

روایات بسیار هوشمندانه در زمینه ی ولایت علی بن ابی طالب آمده است که به عنوان مثال پیغمبر فرمود ((خدا، نسل هر نبی را به جز من ، در سلب خودش قرار داد ، که نسل من را در سلب علی قرار داد.)) هنوز در تفسیر و توضیح آیه ی تطهیر ،که اهل بیت چه کسانی هستند، که بسیار شفاف و روشن هست ؛ هنوز خیلی ها قبول نمی کنند و اسامی دیگری را می آورند. که این بحث و دعوا را به این دلیل انجام می دهند که فضا را غبار آلود کنند و حقایق را واضح و نمایان نکنند. البته بسیار واضح است که آیه ی تطهیر در شان حضرت زهرا و فرزندانش و امیرالمومنن نازل شده است ؛ برای شعر فاطمی باید این دامنه ها در نظر گرفته شود. پس در می یابیم که شعر فاطمی بسیار حساس و تیز است و می توان به صراحت گفت شعر فاطمی، یک شعر انتقادی است، از انتقادی بودن این شعر همان بس که حضرت زهرا می فرماید بعضی ها که در صدر حکومت هستند ، در تشیع من نیایند و در پی این موضوع می توان گفت شعر فاطمی، یک شعر سیاسی است.

طالبی : حالا چقدر اشعار فاطمی ما به این موضوع انتقادی و سیاسی پرداخته است ؟

کسبی : قبل از اینکه سوال حضرتعالی را جواب یدهم ، چند نکته عرض کنم. یک مطلبی که الان هست اینکه ، شعر درباره ی مرثیه ی حضرت زهرا زیاد شده است و متاسفانه که ما حدود ۷۰ میلیون آسیب شناس در سطح کشور داریم که در ایام فاطمیه ، آسیب شناس اشعار فاطمی می شوند و دستاویزی به قشر روشنفکر آسیب شناس می دهیم.

متاسفانه اگر قرار ما بر این باشد که در رثای حضرت زهرا شعری بگوییم، محدود میخ و در و حضرت محسن و از این قبایل می شود و اگر بخواهیم در ثنا ی حضرت شعری بسراییم معطوف به ام ابیها و خطبه ی فدکیه می شویم ؛ که این نشان از کمبود مطالعه ی شعرای ما دارد. ما از حضرت زهرا کم فضایل نداریم که این فضایل در کتب و منبع مختلفی مانند القطره ی علامه ی مستبط و بهجه قلب مصطفی آقای رحمانی و چندین نمونه ی دیگر یافت می شود. که متاسفانه برخی از فضایل ناب حضرت به گوش ما حتی نرسیده است. و متاسفانه دیدمان به حضرت زهرا بسیار سطحی شده است. حال اگر ما به عنوان شاعر بیاییم جایگاه حضرت زهرا را در کائنات بیان بکنیم ، حتی  کوچکترین ظلم های به حضرت برایمان سنگین ترین مراثی خواهد شد. حضرت زهرایی که با استناد به روایات باطن شب قدر و شب نزول قرآن است. پس بیاییم جایگاه حضرت زهرا در جهان را در شعر تبیین بکنیم.

به اعتقاد بنده ، در شعر فاطمی مرثیه باید در ادامه ی مدح باشد یعنی در شعر فاطمی مدح و تبیین جایگاه می تواند مقدمه ای برای مرثیه باشد زیرا خود همین مدح ها ، مرثیه ی حضرت زهرا است. اما تمامی صحبت های بنده بدین منظور نیست که مرثیه ای از حضرت زهرا نگوییم ؛ باید مراثی حضرت با ریزه کاری نیز باید بیان شود ؛ اصلا شاعر شیعی باید عاملین،فاعلین و ساکتین موضوع احراق باب را بی آبرو کند. مقصود بنده اینست که وقتی حضرت زهرا نماد ستر و حجب است ، چرا در اشعارمان اسم اعضای بدن حضرت زهرا مانند پهلو را بیاوریم. اگر قرار است اشاره بشود باید بسیار ظریف و زیبا مانند کتاب کشتی پهلو گرفته ی آقای سید مهدی شجاعی که به پهلو هم به زبیایی اشاره شده است.

ما در بحث آسیب شناسی دو دسته ی کاملا متفات داریم که همانند افراط و تفریط می یاشد یک دسته هستند که وقایع شهادت حضرت زهرا را به بدترین شکل بیان می کنند که این اصلا تکرار این وقایع آن هم به این صورت برای دردانه ی هستی اصلا کار پسندیده ای نیست.؛ یا دیگر افرادی هستند که در اشعار فاطمی کلا شرک و کفر به خدا می گویند که باز نشان از کم سواد بودن برخی از شعرا می باشند حتی خود ائمه می فرمایند در مدح ما هر چه می خواهید بگویید به جزاینکه ما را الله خطاب کنید. که هر این دسته دستاویزی برای افراد منتقد روشنفکر قرار می دهند. البته موضوع دیگری نیز وجود دارد که کمتر دیده شده آسیب شناسان به آن انتقاد کنند و آن نیز دسته ای که به اهل بیت و یه ویژه حضرت زهرا را مورد تحقیر قرار می دهند که اصلا انگار نه انگار که مخاطبش حضرت زهرا است. البته این با زبان حال متفاوت است چون زبان حال یک تکنیک شعری است.

اخبار مرتبط


ارسال دیدگاه